کتابخانه کوچک
مطالعه بنیان فرهنگ جامعه می باشد .
درباره وبلاگ


« مطالعه وسعت اندیشه های انسان را به نحو چشمگیری افزایش می دهد ، انسان با تبادلِ افکار و علوم مختلف و کسب معلومات و اطلاعات جدید به کمال می رسد و با شناخت خود و محیط اطرافش به شناخت واقعی و در نهایت به روشنفکری دست می یابد . همچنین ، همواره به یاد داشته باشیم که خواندن و مطالعه کردن دو مقوله جدا از یکدیگرند ، پس سعی نکنیم بخوانیم بلکه سعی کنیم مطالعه کنیم .»

مدیر وبلاگ : مجید آذرشاهی
نویسندگان
نظرسنجی
نظرشما در مورد این وبلاگ




گلچین شماره : هشتاد و هفت

چهار سخنی که زاهدی را نجات داد !

بر گرفته از کتاب  "  تو ، تویی ؟!  "  مترجم و گرد آورنده : امیر رضا آرمیون

 

زاهدی گوید : « جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد . » اول مرد فاسدی که از کنار من گشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد . او گفت : « ای شیخ خدا می داند که فردا ( قیامت ) ال ما چه خواهد بود ! » دوم مستی را دیدم که افتان و خیزان راه می رفت ، به او گفتم : قدم ثابت بردار تا نیفتی ، او گفت : « تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای ؟ » سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت ، به او گفتم : این روشنایی را از کجا آورده ای ؟ کودک چراغ را فوت کرد و آن را خاموش ساخت و گفت : « تو که شیخ شهری بگو این روشنایی کجا رفت ؟ » و چهارم به زنی بسیار زیبا که در حال خشم از شوهرش شکایت می کرد ، گفتم : اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن ، او گفت : « من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست ، تو چگونه غرق محبت خالقی ، که از نگاهی بیم داری ؟ » .

    

&&&&&





نوع مطلب : گلچین (درس)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه