کتابخانه کوچک
مطالعه بنیان فرهنگ جامعه می باشد .
درباره وبلاگ


« مطالعه وسعت اندیشه های انسان را به نحو چشمگیری افزایش می دهد ، انسان با تبادلِ افکار و علوم مختلف و کسب معلومات و اطلاعات جدید به کمال می رسد و با شناخت خود و محیط اطرافش به شناخت واقعی و در نهایت به روشنفکری دست می یابد . همچنین ، همواره به یاد داشته باشیم که خواندن و مطالعه کردن دو مقوله جدا از یکدیگرند ، پس سعی نکنیم بخوانیم بلکه سعی کنیم مطالعه کنیم .»

مدیر وبلاگ : مجید آذرشاهی
نویسندگان
نظرسنجی
نظرشما در مورد این وبلاگ




نام کتاب : گفتگو با خدا - جلد دوم

نویسنده : نیل دونالد والش              ترجمه : توراندخت تمدن

نشر : انتشارات دایره                    چاپ پانزدهم  1390


ص 13 : اولین تجربه ام از گفتگو با خدا به سالهای 3-1992 بر میگردد . نامه خشمگینانه ای به خدا نوشته و از او پرسیده بودم چرا همه زندگی من باید تلاش و مبارزه بی ثمر و مدام باشد . در همه زمینه ها ، از رابطه های دوستانه گرفته تا روابط اداری یا برخورد و تعامل با فرزندانم در همه چیز جز مبارزه و شکست نصیبی نداشتم . در این نامه علت را از خدا پرسیده و چاره جویی کرده بودم .

ص 14 : یکشنبه عید پاک 1993 است – همانطور که دستور داشتم –  قلم به دست ، در حالی که کاغذ در مقابلم قرار دارد آماده نوشتن هستم .

ص 16 : تصور می کنم روند این کتاب هم مثل کتاب قبلی باشد ، بدین نحو که من سؤالاتی را مطرح می کنم و خداوند پاسخ می دهد .

ص 29 : در اشتباه هستی ، تو هرچه را در زندگی طلب کنی و به دنبال آن بروی به دست خواهی آورد ، « خوب » یا « بد » تفاوتی نمی کند . اخیراً نگاهی به زندگیت انداخته ای ؟ ولی به من آموخته شده که هرچه بخواهم نمی توانم به دست بیاورم و این که اگرچیزی به صلاح ما نباشد خداوند آنرا به ما نخواهد داد . وقتی تو در طلب چیز خاصی هستی برای آنکه از هدفی که داری مأیوس نشوی مردم برای دلداری این حرف ها را می زنند .

ص 31 : هر چه را تو پس از کلمه « من » بگذاری ذهن ، آنرا به عنوان فرمانی از جانب تو می پذیرد . بر آورنده آرزوها همیشه آماده است که خواسته های تو را برآورده کند . هر چه را تو به سوی خود بخوانی من خلق می کنم ! هر چه را در تصور داری ، احساس می کنی ، می گویی ، کافی است به سوی خود بخوانی ، و دقیقاً همان خواهد شد .

ص 34 : روح از طریق احساس صحبت می کند ، به احساساتت گوش بده . احساساتت را دنبال کن و به آنها احترام بگذار .

ص 42 : ... چه کسی دریای احمر را جدا کرد ؟ خداوند . بلی ، ولی چه کسی از خداوند آن را درخواست کرد ؟ حضرت موسی (ع) . دقیقاً ، و چه کسی از من خواست بیمار را شفا دهم و مرده را زنده کنم ؟ حضرت عیسی (ع) . همینطور است ولی تو تصور می کنی کاری که موسی و عیسی انجام دادند تو نمی توانی انجام دهی ؟

 ص 44 : بسیاری از افراد بر این باورند . آنها تصور می کنند قدرتی از خود ندارند ، ولی چون قدرت انبیاء را مشاهده کرده اند ، به نام آنها از خداوند درخواست می کنند . اگر چه خود عیسی می گفت ، « چرا شما آنقدر شگفت زده اید ؟ این کارها و بیشتر ازآنها از شما هم ساخته است ، ولی مردم نمی توانستند آن را باور کنند . عده ای تا به امروز هم باور ندارند ..... ولی این را به تو بگویم – درخواست کن ، دریافت خواهی کرد . جستجو کن پیدا خواهی کرد . در را بکوب ، به روی تو باز خواهد شد .

ص 84 : اکثر افراد دنیایی را می پسندند که در آن قانون تنازع بقا حاکم است . « قدرت حرف اول را می زند » رقابت مورد تقاضاست ، و فتح و پیروزی مورد تقدیس و ستایش است .

ص 89 : دوست دارید دنیا تغییر کند ؟ چیزهای موجود در دنیای خودتان را تغییر دهید .

ص 91 : در مورد هیتلر ، چیزی که برای من مهم است این است که هیتلر می دانست که دارد انسانها را به نابودی می کشاند . او می دانست دارد کار بدی انجام می دهد . نه ، او نمی دانست دارد کار « بدی » انجام می دهد . او درواقع تصور می کرد دارد به مردمش کمک می کند . این آن چیزی است که تو درک نمی کنی . با وجود الگوهایی که در اختیار انسانها است ، هیچ کس ( به عقیده خودش ) کاری که « غلط » باشد ، انجام نمی دهد .

ص 92 : برای قرنها آدم و حوا را مردم به علت گناه نخستین که مرتکب شدند محکوم کرده اند . ولی کار آنها برکت نخستین بود چون با این کار ، انسان از احتمال وجود خوب و بد آگاه شد . هر کس و هر چیز در وضعیت کامل و تامی بود . آنجا بهشت بود . ولی تو نمی دانستی در بهشت به سر می بری – تو نمی دانستی آن را به صورت کامل تجربه کنی – چون دانشی در مورد چیز دیگری نداشتی .

ص 144 : هنگامی که به صورت یک موجود یک بعدی عمل می کنید ، به طور عمیقی در مسائل مادی غرق می شوید : نظیر پول ، شهوت ، قدرت ، متعلقات ، هیجانها و چیزهای ارضا کننده جسمی ، امنیت ، شهرت و سودهای مادی غرق می شوید . / هنگامی که به صورت یک موجود دو بُعدی زندگی می کنید ، علایقتان را توسعه می دهید تا موضوعات ذهنی را هم در بر گیرد نظیر : همدلی ، خلاقیت ، ترغیب افکار تازه ، عقاید جدید ، خلق هدفهای نو ، چالشهای نو ، و رشد شخصی . / هنگامی که به صورت موجودی سه بخشی زندگی می کنید ، با خودتان به تعادل و توازن می رسید . علایق شما موضوعهای معنوی مانند : هویت معنوی ، هدف و مقصود زندگی ، ارتباط با خداوند ، مسیر تکامل ، تکامل معنوی ، مقصد نهایی می شود . / هنگامی که به مراتب بالاتری از آگاهی دست پیدا می کنید ، به کلیه جنبه های وجودی خود تحقق می بخشید .

ص 153 : شما به بچه های خود می آموزید به چه چیزی بیندیشند ، به جای آن که چگونه بیندیشند .

ص 190 : سؤال اصلی که بشر با آن روبرو است این است : آیا روزی می آید که منافع عمومی جایگزین منافع فردی شود ؟

ص 208 : بی نیازی ابتدا شما را از ترس رها می سازد : تر از این که چیزی هست که ما ندارید . ترس از این که چیزی دارید که ممکن است از دست بدهید ، و ترس از این که بدون داشتن فلان چیز ، خوشنود و شاد نخواهید بود . دوم ، بی نیازی ، شما را از خشم رها می کند . خشم ، ترس اعلام شده است . وقتی شما یزی ندارید که از دست دادن آن شما را بترساند ، پس چیزی هم که در مورد آن به خشم بیایید ، ندارید .

ص 209 : وقتی از کسی نا مهربانی می بینید عصبانی نمی شوید چون نیازی ندارید که دیگران به شما مهربان باشند . وقتی فردی عشقی به شما نشان نمی دهد عصبانی نمی شوید ، چون نیازی ندارید کسی شما را دوست داشته باشد . شما وقتی با فردی ظالم ، مردم آزار یا مزاحم روبرو می شوید خشمگین نمی شوید ، چون نیازی ندارید که او به گونه ای دیگر عمل کند و مطمئن هستید که کسی نمی تواند به شما صدمه بزند . حتی اگر کسی قصد جانتان را هم بکند ، خشمگین نمی شوید ، چون ترسی از مرگ ندارید .

ص 239 : عشق همه چیز می دهد و در عوض هیچ چیز نمی خواهد .

ص 265 : تو در مقابل همسرت از نظر فیزیکی حجابی را رعایت نمی کنی ، پس چرا نمی خواهی از نظر عاطفی عُریان باشی ؟ دومی به مراتب مشکلتر از اولی است .

ص 288 : به هر کس فرصت مساوی داده می شود تا کسب دانشو مهارت کند و از استعدادهای طبیعی خود در «محل شادی» برخوردار شود . محل شادی ؟ این اسمی است که بعدها به محل کار ابلاغ خواهد شد .

ص 291 : این گفتگو به نظرم خیلی عجیب می آید . هرگز تصور نمی کردم ممکن است زمانی گفتگویی با خدا داشته باشم و او پیشنهاداتی در زمینه های سیاسی و اجتماعی داشته باشد . چگونه می توانم مردم را قانع سازم که خداوند طرفدار مسلم مالیات است ؟

ص 322 : آیا امکان یک فاجعه جهانی در ابعادی بسیار وسیع و گسترده همانطور که عده ای پیش بینی کرده اند ، وجود دارد ؟ .... وقوع حوادث ناگوار لازم نیست ولی احتمال آن وجود دارد .

ص 326 : تو می خواهی بدانی آیا زندگی هوشمند در نقطه ای دیگر در عالم وجود دارد ؟ البته که دارد .

ص 328 : آیا عجیب نیست که بعد از یک بیلیون سال روند تکاملی حیات ، فقط در 75 تا 100 سال گذشته چنین جهش عظیمی داشته است ؟

ص 329 : پس منظور تو این است که در حال حاضر ما توسط موجوداتی از کرات دیگر کمک می شویم ؟ البته ، آنها در میان شما هستند ، بسیاری از آنها سالهاست به شما کمک می رسانند .

ص 342 : وقتی تو سؤال کنی ، شروع به فکر کردن می کنی ، وقتی فکر می کنی به منبع درونی خود رجوع می کنی ، برخی از مکتبها اجازه این کار را به تو نمی دهند .

ص 243 : این مکاتب به انسان القا می کنند که جز از طریق واسطه رسیدن به خداوند غیر ممکن است . در حالی که زمانی بود که انسان تصور می کرد با برخوردار بودن از زندگی پاک و خالص و اشاعه نیکی می تواند به خداوند دست یابد .

 

&&&&&





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه