تبلیغات
کتابخانه کوچک - (گلچین شماره یکصد و پنجاه و سه) هدیه کوچک
 
کتابخانه کوچک
مطالعه بنیان فرهنگ جامعه می باشد .
درباره وبلاگ


خواندن مثنوی بر خلاف باورهای عمومی سنگین و غیر قابل فهم نیست بلکه باید بگوییم که هم سهل است و آسان و هم سخت است و دشوار. سهل است و آسان زیرا صورت ظاهری مثنوی عامیانه و ساده و در قالب داستان‌ها و حکایات بیان شده، و سخت است و دشوار زیرا در پس ظاهر این قصه‌ها و حکایات مجموعه‌ای از دانش‌های مادی و معنوی، زمینی و آسمانی، علمی و فلسفی، دنیوی و اُخروی ...... قرار دارد
چنانچه شخصی با سواد متوسط بتواند اشعار مولانا را صحیح بخواند بخش بزرگی از معانی و مفهوم و منظور مولانا را می‌تواند بفهمد و درک کند و این امکانپذیر است فقط مشروط بر اینکه حُروفِ کلمات با نشان دادن حرکت‌هایی چون فتحه و کسره و غیره مشخص گردد. در این کتاب با کمک گرفتن از نسخ و منابع بسیار سعی بر این شده که تلفظ صحیح حروف و معنی و مفهوم جملات، با علامت‌گذاری‌های کلمات و همچنین ویرگول‌گذاری و غیره، تا حد زیادی مشخص شود.

مدیر وبلاگ : مجید آذرشاهی
نویسندگان
نظرسنجی
نظرشما در مورد این وبلاگ




گلچین شماره : یکصد و پنجاه و سه 

هدیه کوچک

بر گرفته از کتاب  "  سوپ جوجه برای روح  "  از جک کنفیلد / مارک ویکتور هنسن  

 

کشیش چالفنت Reverend Chalfant در باره زن و شوهری صحبت می کرد که پنجاهمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودند. شوهر پیر در پاسخ به این پرسش که رمز موفقیت آنان در ازدواج چه بوده است، حرف هایش را طبق عادت اکثر کهنسالان با داستانی آغاز کرده بود.

سارا Sarah ، همسر پیر مرد، تنها دختری بوده که او در عمرش با او قرار می گذاشت، دوران کودکی و نوجوانی پیر مرد در یتیم خانه سپری شده بود و برای کسب هرآنچه که داشت سخت کار کرده بود. او هرگز وقتی برای قرار گذاشتن پیدا نکرده بود که سارا زیر پایش می نشیند و تا بخواهد سرش را بجنباند، طوری ترتیب کارها را می دهد که جوانک از او درخواست ازدواج می کند. پس از بله گرفتن از عروس در روز عروسی، پدر سارا داماد را کناری کشیده، هدیه کوچکی به او داده و گفته بود « آن چه که شما برای خوشبختی واقعی به آن نیاز دارید، در این بسته قرار دارد.» جوانک، دستپاچه و عصبی،من من کنان،با کاغذ و روبان ور رفته و بالاخره هدیه را بیرون کشیده بود. داخل جعبه ساعتی مطلا قرار داشت. جوانک با دقت و احتیاط ساعت را درآورده بود و پس از وارسی دقیق آن متوجه جمله ای حک شده بر روی صفحه آن شده بود، طوری که هر وقت به ساعت می نگریست چشمش به آن جمله، با کلمات پر رنگ و راز ازدواج موفقش می افتاد. آن جمله این بود : «یک حرف دلپذیر به سارا بگو.»

 

&&&&&





نوع مطلب : گلچین (درس)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 ساعت 12 و 46 دقیقه و 24 ثانیه

Very well expressed certainly! .
how to get prescription viagra viagra pharmacy viagra cheap viagra is it legal to buy viagra online sildenafil uk where can i buy viagra online where to buy sildenafil uk how to buy viagra without prescription get online prescription for viagra order online viagra viagra prescription
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه