کتابخانه کوچک
مطالعه بنیان فرهنگ جامعه می باشد .
درباره وبلاگ


« مطالعه وسعت اندیشه های انسان را به نحو چشمگیری افزایش می دهد ، انسان با تبادلِ افکار و علوم مختلف و کسب معلومات و اطلاعات جدید به کمال می رسد و با شناخت خود و محیط اطرافش به شناخت واقعی و در نهایت به روشنفکری دست می یابد . همچنین ، همواره به یاد داشته باشیم که خواندن و مطالعه کردن دو مقوله جدا از یکدیگرند ، پس سعی نکنیم بخوانیم بلکه سعی کنیم مطالعه کنیم .»

مدیر وبلاگ : مجید آذرشاهی
نویسندگان
نظرسنجی
نظرشما در مورد این وبلاگ




نام کتاب: مقامات شیخ ابوالحسن خرقانی
نویسنده: عبدالرفیع حقیقت (رفیع)
نشر: انتشارات کومش                 چاپ دوم 1389 

ص 76 : حقیقت در نزد عارفان به دو اعتبار تلقی می شود: یکی حقیقت اشیاء که آن ماهیات موجودات است، و دیگر معرفت به صفات و نعوت و عظمت و جلال حق تعالی و مشاهده و تصرف او در عالم کون. وسیله رسیدن به حقایق اشیاء علم است. اما معرفت و شناسایی به حقیقت، وقتی دست می دهد که بنده در محل وصف متوقف گردد. یعنی سالک پس از طی مراحل طریقت و رسیدن به مقام «فناء فی الله» و مرتبه « بقاء بالله» به این معرفت نایل می آید و آن مقامی است که همه چیز بر او آشکار می شود، و ظواهر و بواطن از او ایب نمی گردد و به مقام انسان کبیر و کامل آزاد می رسد (پیر حقیقت). پس حقیقت شناسایی حق است بالمشاهده و العیان. و حقیقت آخرین حدی است که عارف باید بدان برسد و آخرین منزل مقصود، و نهایت مقامی است که عرفان به آن منتهی می شود.

ص 77 : عرفان تنها اصل بوده است و در فروع هر کس می توانسته است به سلیقه و ذوق و پسند خود عمل کند و اجبار و الزامی در کار نبوده است. به همین جهت در دوره اسلامی برخی از فرقه های تصوف شافعی، برخی حنفی، برخی حنبلی، و حتی ظاهری و برخی هم شیعه بوده اند.

ص 79 : عرفان ایرانی در تعلیمات جهانی خود علاوه بر آنکه برتری نژادی و مادی را به هیچ می شمارد برتری دینی را به دست فراموشی سپرد و عموم مردم جهان را از هر مذهب و هر گروه در خانقاه صفا که گمان می رود لغت صوفی نیز از آن مشتق است گرد آورد و بر سر یک سفره نشاند.

ص 88 : در منقولات و حکایات باقی مانده است که شیخ ابوسعید ابوالخیر عارف مشهور و ابو علی سینا فیلسوف نامی و ناصر خسرو قبادیانی علوی، شاعر و متفکر ایرانی که معاصر شیخ ابوالحسن خرقانی بوده اند به خرقان رفته و با وی صحبت داشته و مقام معنوی او را ستوده اند. و نیز نوشته اند که سلطان محمود پادشاه مقتدر زنوی به دیدار شیخ ابوالحسن خرقانی رفته و از وی کسب فیض کرده و نصیحت خواسته است.

ص 90 : گویند شیخ ابوالحسن خرقانی بر سر در خانقاه خود نوشته بود: هر کس که در این سرا در آید نانش دهید و از ایمانش مپرسید. چه آنکس که به درگاه باری تعالی به جان ارزد، البته بر خوان بوالحسن به نان ارز.

ص 111 : از معاصران نامی شیخ ابوالحسن خرقانی، شیخ ابوسعید ابوالخیر عارف و شاعر مبتکر رباعیات عرفانی به زبان پارسی است. به طوری که نوشته اند شیخ ابوسعید بارها به خرقان سفر کده و با شیخ ابوالحسن صحبت داشته است که ماجراهای آن ها در کتاب نور العلوم و اسرارالتوحید و تذکره الاولیاء و دیگر کتاب های مربوط به شرح احوال عارفان به تفصیل آمده است. عطار می نویسد که: شیخ ابوسعید ابوالخیر گفته است: من خشت خام بودم چون به خرقان رسیدم گوهر باز گشتم.

ص 117 : خرقانی چنانکه از گفتار پیر هرات (خواجه عبدالله انصاری) در طبقات و منابع دیگر بر می آید شخصی امی بود که «الحمد» را «الهمد» می خواند.

ص 129 : شیخ ابوالحسن کرامات خود را پنهان می داشته و به مریدان خود هشدار می داده که در باره این کرامات سخنی نگویند.

ص 133 : شیخ ابوالحسن خرقانی یکی از عارفان انگشت شماری است که اصل عشق نافذ را اعلام کرد و خدمت به بشریت نیازمند را هدف خود می دانست. برخی از سخنان او که شیخ عطار در تذکره الاولیاء آنها را نگهداری کرده از بسیاری رساله های گوناگون نظری گویاتر و پر معنی تر است.

ص 153 : می گویند لفظ محراب از (مهر آبه) آمده است که ترکیبی از (مهر) و (آبه) به معنای جایگاه.

ص 163 : گفت علی شیخ قدس الله روحه، قبله پنج است: کعبه قبله مؤمنانست، بیت المعمور قبله فرشتگان است، و عرش قبله دعا گویان است، و حق قبله جوانمردان و دوستان (و دل قبله عارفان) است.

ص 165 : شیخ ابوالحسن خرقانی عارف بزرگوار اواخر سده چهارم و اوایل سده پنجم هجری صحبت ابوالعباس قصاب آملی را دریافته و مدت زمانی در خانقاه او به سر برده است. گویند وی (ابوالعباس قصاب آملی) اُمی بود و از علوم ظاهری حظی نداشت. لکن غوامض مسائل هر علم به آسانی می گشود و یکی از ائمه علمای طبرستان می گفت: از نعمت های الهی که ما را بدان مخصوص فرموده وجود ابوالعباس است تا هر چیز از اصول دین و دقایق توحید بر ما مشکل شود از او در خواهیم و او حل کند.

ص 171 : خواجه عبدالله انصاری از بزرگان حدیث و از عارفان صاحب نظر و صاحب مکتب سده پنجم هجری به شمار می رود، وی نزد دانشمندان و مشایخ نامی عرفان به ویژه شیخ ابوالحسن خرقانی شاگردی کرده.

ص 172 : خواجه عبدالله انصاری درباره درک فیض از مکتب شیخ بزرگ خرقان چنین آورده است:

عبدالله مردی بود بیابانی، می رفت به طلب آب زندگانی، نا گاه رسید به شیخ ابوالحسن خرقانی، دید چشمه آب زندگانی، چندان خورد که از خود گشت فانی، که نه عبدالله ماند و نه شیخ ابوالحسن خرقانی، اگر چیزی می دانی من گنجی بودم نهانی، کلید او شیخ ابوالحسن خرقانی.

ص 173 : نظم و نثر خواجه عبدالله انصاری دارای دو صفت مشخص و سادگی و شیرینی است وی از نخستین کسانی است که به فارسی نثر مسجع ساخت و در ضمن نثر، شعر به کار برد و این سبک در سده هفتم هجری به وسیله سعدی شیرازی شاعر بزرگ زبان فارسی به کمال رسید و کتاب گلستان سعدی بهترین شاهد آن است.

ص 183 : مولانا:

ای قوم به حج رفته کجائید، کجائید

          معشوق همین جاست بیایید، بیایید

معشوق تو همسایه دیوار به دیوار

          در بادیه سرگشته شما بهر چرایید

گر صورت بی صورت معشوق ببینید

          هم قبله و هم خانه و هم کعبه شمایید

شیخ بهائی:

ای زاهد خام از خدا دوری تو

          ما با تو چه گوییم که معوری تو

تو طاعت حق کنی به امید بهشت

          رو، رو تو نه عاشقی که مزدوری تو

ص 233 : داوود (ع) از خدای تعالی پرسید که : «ای پروردگار، به چه سبب مردمان را آفریدی؟» پاسخ داد که «گنجی نهانی بودم، پس اراده کردم که شناخته شوم، پس مردم را آفریدم تا مرا بشناسند.

ص 250 : ابوسعید ابوالخیر عارف قرن چهارم و پنجم هجری (وفات440هجری) گفته است «به عدد هر ذره موجودات راهی به حق است» از این رو راه وصول به روی هیچ کس بسته نیست.

ص 251 : مانند دیوژن که در روز روشن چراغ به دست دنبال انسان می گشت عافان نیز پیوسته در جستجوی انسان کامل بودند.

ص 270 : داستان آن درویش را شنیده اید که پیش عطار آمد و او در داروخانه خود بود و از او چیزی خواست. عطار- که سرگرم بازار خویش بود- چندان اعطنایی نکرد. درویش گفت: تو با این دلبستگی به دنیا چگونه خواهی مرد؟ گفت: همانگونه که تو خواهی مرد. درویش کاسه چوبین خود را زیر سر نهاد و خوابید و مرد. عطار با دیدن این بازی شورانگیز تکان خورد و سرمایه خود را پریشان کرد و به این و آن بخشید و صوفی و شوریده سری شد!

ص 289 : ابوسعید ابوالخیر گفت: تصوف دو چیزست، یک سو نگریستن و یکسان زیستن.

&&&





نوع مطلب : شرح حال ، فلسفه و عرفان، تاریخ سیاسی و جغرافیایی ایران و جهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 9 شهریور 1396 ساعت 15 و 31 دقیقه و 37 ثانیه
Hi! This post couldn't be written any better! Reading through this post reminds me of my previous room mate!
He always kept chatting about this. I will forward this post to him.
Fairly certain he will have a good read. Thank you for sharing!
چهارشنبه 8 شهریور 1396 ساعت 02 و 07 دقیقه و 26 ثانیه
I was able to find good information from your articles.
دوشنبه 6 شهریور 1396 ساعت 11 و 52 دقیقه و 38 ثانیه
عالی مرسی TNX
مجید آذرشاهی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه